قلم عشق


 

سلام بر تو همراه و یار همیشگی ام

از روزی که از پیشت بازگشتم دنیا را

باز هم تیره و تار می بینم

باز هم دلتنگ و خسته ام

احساس بیماری و سستی و رخوت

تمام تنم را در بر گرفته

اما در کنار تو تمامی غمهای دنیا هیچ میشن

با تو تمامی مشکلات کوچکتر و کوچکتر می شوند

امیدوارم این چند روز هم خیلی زود به پایان برسه

و من دوباره در کنار تو و زندگی قشنگمون عمر را

بگذرانم با آرزوی دیدار مجدد تو روزها را می گذرانم

این را بدان همیشه و هر مکانی فقط تو را می خواهم



دلتنگت:ا

شنبه نوزدهم اسفند 1391 9:27 Z&A|

ترنم باران را نصار چشمانت میکنم  نازنینم ، تا شبنمی شود بر

سرخی گونه هایت

 

و داغی بوسه ام را به پیشانی ات به یادگار میگذارم و دست

نوازشم را به موهایت


هدیه میکنم، که تا عمر داری مرا از خاطر نبری .

.


چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1391 20:59 Z&A|

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﻢ ﺩﻧﯿــــﺎ ﺑﺪ ﻧﯿــﺴﺖ !!
ﮔﺎﻫﯽ ﯼ ﻧﻔﺮ
ﺑﺎ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﺶ ... ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﺶ ... ﺑﺎ ﮐﻼﻣﺶ ... ﺑﺎ ﻭﺟــﻮﺩﺵ ... ﺑﺎ ﺑـــﻮﺩﻧﺶ ...
ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻣﯿﺴـــﺎﺯﺩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﮎ ﺩﯾﮕﺮ
ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻭ ﺑﻬﺸﺖ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﯽ

دلتنگت:ا

پنجشنبه دوم مرداد 1393 17:39 Z&A|
بوی خوش عشق می دهی
طعم خوش زندگی
مرا ببوس 
که من تشنه بوسه باران توام زهراجان

دلتنگت:ا

پنجشنبه دوم مرداد 1393 17:34 Z&A|

من دلم میخواهد ‎
باتو به سرزمین احساسم سفرکنم‎
برایت عاشقانه بسرایم وتو ‎
مست ازاین عشق  ‎
خیره به چشمانم ‎
دستانم را بگیری‎
و بابوسه ای ‎
شعری تازه برلبانم بسرایی‎
من دلم میخواهد ‎
من باشم و توباشی و عشق ‎
ودیگرهیچ‎
زهراجان

دلتنگت:ا

پنجشنبه دوم مرداد 1393 17:33 Z&A|

مدتهاست عاشق توام

در عشق رویایی تو میسوزم
فشارسنگین احساسم تمام قلبم را می فشارد دلم تنگ تنگ تنگ توست 
ازچشمانم مدام وبی دلیل اشک سرازیراست
دستانم یخ زده اند
دلشوره دارم 
 منتظرم 
گویی گمشده ای دارم که باید پیدایش کنم
بدون او آرام و قرارندارم 
همه می گویند درمانی ندارم جزتو        
عشق من
آمده ام تا مداوا کنی این درد بی درمان را    
ای مرهم تمام دردهای من
زهراجان


دلتنگت:ا

پنجشنبه دوم مرداد 1393 17:29 Z&A|

بازم می گم فدات بشم، حتی اگه بگی: نگو هفته ها چشم برات می شم، حتی اگه بگی: نگو بازم تو قلبم جات می دم، زل می زنم به عکستون می گم که من عاشقتم، حتی اگه بگی: نگو می دونی در بدر می شم، وقتی باهام قهر می کنی؟ بدون تو تنها می شم، حتی اگه بگی: نگو تو رو، رو چشمام می زارم، شبها به یادت می خوابم تو بهترین من شدی، حتی اگه بگی: نگو زندگی بی تو یعنی چی؟ می شه واسم معنی کنی؟ مگه می شه از تو گذشت؟ حتی اگه بگی: نگو خوب می دونم بزرگی و، منم یه دنیا کوچیکم سایه تو رو سرم بزار، حتی اگه بگی: نگو تو این دو روز زندگی امید موندنم شدی با تو قشنگه زندگیم، حتی اگه بگی: نگو وقتی نگاهم می کنی با اون چشای خوشگلت عشقو بهم نشون می دی، حتی اگه بگی: نگو می خوام که فریاد بزنم اسمتو دم به دم عزیز دوسِت دارم، دوسِت دارم، حتی اگه بگی: نگو

دلتنگت:ا

پنجشنبه دوم مرداد 1393 17:18 Z&A|
من به تو علاقمندم دوست دارم با تو بخندم دوست دارم که این چشامو باتو رو دنیا ببندم من شبها ستاره هارو توی چشمات می شمارم خودمو به دست گریه روی شونه ات می سپارم گریه هام از سر شوقه شوق این احساس زیبا دلخوشی به با تو بودن کارمه هر شب همین جا دوست دارم هر جا که می ری با تو باشم هم قدم شم دوست ندارم که یه لحظه از دنیایه تو کم شم من به تو علاقمندم

 

دلتنگت:ا

پنجشنبه دوم مرداد 1393 17:16 Z&A|

وست داشتن ات ، هــوس نیست
کـه بــاشـد یا نبــاشـد!
نفــس اســــت

 

تا بــاشــــم تا باشــــی ...

 

 

 

 

سه شنبه سی و یکم تیر 1393 15:28 Z&A|
لامارتین شاعر فرانسوی میگه :تو را دوست دارم بدون هیچ علتی. محبتی که علت داشته باشد یا احترام است یا
 
 ریا…….
 
دلتنگت:زهرا
چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393 8:58 Z&A|

لحظه ای که سال تحویل می شه

تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند می زنی

کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه تا لبخند همیشه مهمون لبهات بمونه

سال نو مبارک

 

دلتنگت:ا

پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 12:37 Z&A|

بهار با گلهایش ، و سال نو با امید هایش

این عید با امیدهایش بر تو ای عزیز ترینم مبارک

دلتنگت:ا

پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 11:54 Z&A|
اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان

 می اورد . پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند . . .

 تمام دقایق مانده از عمرم به همراه زیبا ترین بوسه هایعاشقانه عیدی است برای تو

 

نوروز مبارک عزیزم  . .

جدیدترین تزئین سفره هفت سین 1392

دلتنگ همیشگی تو:زهرا

چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 11:29 Z&A|
عزیزم امشب واسه تو مي نويسم كه هر چي دارم ازتوست،

امشب که تنهامو تو پیشم نیستی، قلبم میخواد واست حرف بزنه:

دلم بهانه ات را میگیرد

چقدر امشب حس میکنم نبود تورا،صدایت در گوشم میپیچد و من می گویم:

جانم.....

مرا صداکردی ...؟؟!

با تو بودن برام عادتی ساخته که بی تو بودن را هرگز باور ندارم. . .
 
بگذریم عزیزم میخوام از دوست داشتنام واست بنویسم
دوست دارم اون موقع هایی که ناراحتت میکنمو میگم این دفعه آخره که ناراحتت میکنمو تو میگی باشه بخشیدمت... بغلم میکنی
دوست دارم غرق شم غرق شدن هميشه تو آب نيست.. تو غصه نيست.. تو خيال نيست..
آخه دوست دارم گاهی تو آغوشت غرق شم...

من شیفته ی اون بوسه های هول هولکی ام که صبح دیرت شده اما از خیرش نمیگذری


میدونم این چند وقته که با همیم چقدر هوامو داری ازت ممنونم

هرچه دلم رو خالی می کنم .. دوباره پرمی شه از تو ..چه برکتی داره این عشقت ...!

تا دیروز ، هرچه می نوشتم عاشقانه بود.
از امروز ، هرچه بنویسم صادقانه است

عاشقانه دوستت دارم . . .

چه عاشقانه به رويت لبخند زدم و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی ...
و اين شد:

"عاشقانه ی آرام" من و تو
همیشه دوستت دارم

نازنینم
عشقم را نه از روی جملات نامه هایم بلکه از چشمانم بخوان .کلمات ، عشق باشکوه مرا حقیرو کوچک میکنند .برای فهمیدن معنی نگاهم دنبال کتاب ها نرو جوابش را در قلبت خواهی یافت .

دلتنگت:ا

جمعه نهم اسفند 1392 19:59 Z&A|
سلام زندگی من

روز سه شنبه یه روز عالی وبی نظیر برای من وامیر بود اخه بعد از دو ماه همدیگه رو دیدیم اول صبح یه خورده

 بداخلاقی کردم باهاشولی بعدش کنار اومدم اخه آق امیر خوشحال بود خوشحال خوشحال  حیف که نمیشه

بیشتر خاطرات قشنگمون بنویسم برای امیر روسری پوشیدم گفت خیلی بهت میاد مثل هندیا میشی هندی من

(ناگفته نماند که طبق معمول نفس من یه بند تو گوشم میگفت درستو بخوون استاد دانشگاه بشو تامنو به ارزم

برسونی دانشگاه بیام دنبالت  وافتخار کنم خانومم استاده البته گفت الانم افتخار میکنم )یه ناهار عاشقانه دونفره

کنارهم چقدر به هردومون چسبید  وامکیر سر ناهار بهم گفت زهرا اگه بچه هامون از هیچی نترسن از عصبانیت تو

 میترسن کلی خندیدیم بعد از ناهار رفتیم بازار من میخواستم واسه امیر برای عیدبلوز بخرم  بلوز که

نخواست گتم تی شرت که نشد خلاصه از بلوز ولباس رسیدیم به برج ایفل که براش خریدم خیلی ناراحتم کاش

پول زیادی داشتم وبراش بهترینا رو میخریدم خودش که راضی بود ولی من ناراضی بودم اقا جونم ساعت ۵بلیط

داشت تا ۴:۳۰ باهم بودیم قبل از رفتن امیر رتیم ابمیوه فروشی امیر  هویچ وبستنی  ومن طالبی و اونجا دستامون

 تو دست هم بودیم بغض گلومو گرفته بود ولی گریه نکردم اخه امیر اگه من گریه کنم ناراحت میشه بهرحال امیر

منو تا یه کوچه پایینتر از خونه رسوندوخودش رفت خداروشکر سالم رسید خداروشکر عالی بود چقدر روزایی که

باهمیم خوب وخوشیم وچقد رساعتا زودمیگذرن خدایا زودتر عید بیاد تا دوباره عشقمو ببینم بخدا تو بغل امیر ارومم

 ارومم خدایا مارو همیشه عاشق هم وخوب وخوش وسالم  نگهدار امین

دلتنگت:ز

پنجشنبه هشتم اسفند 1392 9:53 Z&A|
سلام

انقدر ازت دلخور وناراحتم که مجبور شدم اینجا پست بذارم  یعنی تو نمیدونی چند سال ماباهم ولنتاین داشتیم نوشتی یک سال

ازت که میپرسم میگی ۴ساله پس چرا تو وب نوشتی ۱سال

برام خیلی سخت بود  که گفتی خودت درستش کن بخاطر همین اینجا نوشتم

یکشنبه چهارم اسفند 1392 10:34 Z&A|

 

یک دنیا آسمان ابری

از عشق که....نه....

اما از عاقبت بی عقوبت! این همه فاصله،

از انتهای نامعلوم این کوچه های

بی چراغ و چلچله!،

چرا.........می ترسم!......

من از لحظه ای که چشم های تو،

بین آوار این همه نگاه معنا دار گم شوند!

من از دمی که بازدم تو پاسخش نباشد،

می ترسم!

اما اگر راستش را بخواهی!

نمی دانم که از عاقبت این همه

ترانه و نامه ی بی جواب!

می ترسم یا نه؟!

فقط می دانم که.....محتاجم!

محتاج سکوت ستاره!

محتاج لطافت صبح!

محتاج صبر خدا!

من محتاج ترانه های بی قفس ِ پر از کبوترم!

من محتاج واژه های ساده و بی تکلفم

واژه هائی که بشود با آب غسلشان داد!

من محتاج نگاهی از جنس آب و لبخندی

از جنس صداقتم!

من محتاج عطر یک احساس

باران زده ی نمناکم!

من محتاج توام!

محتاج نگاه تو،

محتاج لبخند تو،

محتاج احساس تو،

همین!

از این ساده تر و بی تکلف تر در کلام

من نمی گنجد!

من محتاج توام که بیایی و مرورم کنی!

با یک هوا هق هق!

با یک جفت نگاه خیس!

من محتاج یک دنیا آسمان ِ ابریَم!

که ببارد،....که برای من بشود،

بهانه ای از جنس معجزه!

تا بگویم تو را به حرمت این ابرها که می گریند قسم

hamtaraneh.com

دلتنگت:ا

 

جمعه دوم اسفند 1392 19:42 Z&A|

 

پیش می کشانمت از پشت تمام

شعرهای نگفته و در امتداد

خط نگاهت که

خفتن خورشید را می نگرد

عشقی آتشین می بینم

که آسمان را به سرخی می کشاند ....

گونه هایم را نیز ....

سرت ساق و سلامت

که با عشق جان دوباره

به رگهای پیکرم دادی

و سرمای منجمد زمستان را

در سرزمین گرم آغوشت ....

به خجالت کشانده و گرم کردی

بی خیال از غوغای مردمان زبان نفهم می شوم

و خود را به نزدیکترین

فاصله از تو می رسانم

آنجا که گوشهایت صدای نفسهایم را

بشنود و لبهایم

به نوازش انحنای گردنت ....

رهسپار

از غریبی این روزها که بگذریم

به تنهایی خلوتی می رسیم

که تو باشی و من

کشیده شوم در تو ....

بگیرمت از پشت تنگ در آغوش

و تنت که با نوازش دستهایم آشناست ....

و دستت را که روی دستهایم می لغزد ....

آرام مردمان بی عشق را

مغرورانه با تو به تماشا بنشینم ....

آسمان ، خورشیدش را تنگ در خویش فرو بکشد

تو نیز مرا ....

آشفتگی موهایت را باد به صورتم بپاشد

و من در تار به تار موهای تو

عاشقانه گم شوم ....

هر دو نا آرام

در حس ستایشی گنگ ، غرق شویم ....


دلتنگت:ا

جمعه دوم اسفند 1392 19:38 Z&A|

اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم

 اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم

اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت میکردم

اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت مینواختم

 ولی افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق

اما هر چه هستم دوستت دارم



 عشق من اولین ولنتاین

 یکی بودنمون مبارک .

 

دلتنگت:ا

جمعه دوم اسفند 1392 19:37 Z&A|
من به دو چیز عشق می ورزم

، یکی تو و دیگری وجود تو

، به دو چیزاعتقاد دارم یکی خدا ودیگری تو

 من در این دنیا دو چیز میخواهم

. یکی تو ودیگری خوشبختی تو

 

و هدیه من به همسر خوبم

 

 ولنتاین را به همه عاشقان تبریک میگم

مخصوصا به تنها عشق و تنها مونس و همدمم

 

قلبم را تقدیمت میکنم تا بدانی بی ریا ترینم

اشکی
برای اندوهت میریزم تا بدانی

 پر احساس ترینم

شوق وصال
حس غریبی است برایت ترسیم میکنم

 حس خوشبختی

را تا بدانی
خوشبخت ترینم

موجی از عشق
را بر ساحل وجودت میفرستم

 تا بدانی عاشق ترینم

دلتنگت:ا

جمعه دوم اسفند 1392 19:35 Z&A|


lady Rihanna DESIGNER