X
تبلیغات
قلم عشق


قلم عشق

ترنم باران را نصار چشمانت میکنم  نازنینم ، تا شبنمی شود بر

سرخی گونه هایت

 

و داغی بوسه ام را به پیشانی ات به یادگار میگذارم و دست

نوازشم را به موهایت


هدیه میکنم، که تا عمر داری مرا از خاطر نبری .

.


چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1391 20:59 Z&A|
http://dc365.4shared.com/img/pqMozP-o/s7/ezel-bahar1.gif

بوسه يعني وصله ي شيرين دو لب... بوسه يعني مستي از مشروب عشق... بوسه يعني لذت دل دادگي... لذت از شب . لذت از ديوانگي... بوسه يعني حس خوبه طعم عشق... طعم شيريني به رنگ سادگي... بوسه يعني آغازي براي ما شدن... لحظه ي با دلبري تنها شدن... بوسه سرفصله کتاب عاشقي... بوسه رمز وارد دلها شدن... بوسه آتش مي زند بر جسم و جان... بوسه يعني عشق من با من بمان. دوستت دارم

دلتنگت:ا

شنبه سی و یکم تیر 1391 17:30 Z&A|
12842885282597900405 عکس های عاشقانه و رمانتیک مرداد 90 
آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم
آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی
جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم
حرفی نمی زنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت
خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ، می دانم اینک کجا هستم، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را می کشیدم و هر زمان خوابش را می دیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود....
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه می دانم زمان چگونه می گذرد و نه می دانم در چه حالی ام
تنها می دانم حالم از این بهتر نمی شود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمی شود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم
 
دلتنگت:ا

شنبه سی و یکم تیر 1391 17:17 Z&A|

تو این مدت تجربه های جدید و نابی داشتیم. من میخوام از عاشقی های پر از بیتابی و پر از مهتابمون بگم اما بذار قبلش ازت تشکر کنم به خاطر همه مهربونیات و همه کمکهای پر از محبتت و همه تحمل کردنات و همه عاشق بودنات.این شبها مهتابی ترین شبهای زندگی منه. روشنایی و نور عشق تو که شب رو هم روشن میکنه و دل من رو هم پر از نور عشق. اصلا انگار سکوت شب به خاطر اینه که شاهد عشق ما باشه و از این همه دوست داشتن لذت ببره. بیتابی و انتظار عاشقانۀ ماست که راه رو کوتاه و بی مانع میکنه هرچند همین راه کوتاه هم عمریه برای خودش. و صحبتهای پر از عشق و محبت ما وقتی که با نگاههامون عشقبازی میکنیم و این عشقبازی رو با بوسه های گس و دودآلود به اوج میرسونیم. چقدر لذتبخشه و چقدر زود میگذره. اونقدر که دوست دارم تا همیشه ادامه داشته باشه و این دوست داشتن در مورد هر لحظه از باهم بودنامون، هر لحظه از عاشقانه هامون هم هست.

دلتنگت :ا

شنبه سی و یکم تیر 1391 13:11 Z&A|
 

آغازي دوباره

وقتی محکم بغلت میکنم، وقتی با تمام اشتیاقمون میریم برای عاشقانه ترین عشقبازی دنیا، وارد دنیای اختصاصی و پر از دوست داشتن خودمون میشیم. وقتی دیگه فاصله ای بین نفسهامون و صدای قلبمون نیست، وقتی سرم رو میذارم روی سینه هات تا تپش پر از عشق قلبتو احساس کنم دیگه هیچ چیز و هیچ کس رو جز تو نمیبینم. و با تو یکی میشم. یکی میشیم. تو اوج عشق و لذتمون هم پر از خواستن و عشق میشه. و چون پر از عاشقی نابه این یکی شدن، تمومی نداره. تازه آخرش شروع میشه. دوباره با بوسه های تمنا. بوسه های سیری ناپذیری و خسته نشدن از بارها و بارها عشقبازی و بوسه و نوازش و باهم بودن. و اشتیاق وصال دوباره. و دلتنگی رفتن. و انتظار پر از بیتابی و بیقراری برای دوباره دیدنت. و دوباره نگاه به چشمای عاشقت، و دوباره بوسۀ پر از خواستن و در آغوش گرفتن محکم و طولانی و یکی شدن و یکی شدن. می بینی عزیز دلم؟ هیچ چیز و هیچ زمانی نمیتونه باعث کم شدن عشق ما بشه. هیچ چیز نمیتونه باعث بشه من همیشه نخوامت.

دلتنگت :ا

 

شنبه سی و یکم تیر 1391 12:10 Z&A|
سلام به همه

سلام عزیزم امروز اولین روز ماه رمضانه وهمینطور که میدونی من عاشق این ماهم

سحرکه مسیج زدی  میخواستم بگم خیلی خوشحالم که دومین ماه رمضونم باهمیم وسحرا مسسیج میزنیم

عزیزم امیدوارم ماه رمضونی پرازخیروبرکت ورحمت برایت باشه

ازت ممنونم که منو از سیاه بختی نجات دادی

دلم پراز حرفه نمیدونم از کجا وچطوری برات بنویسم

الان که این پست مینویسم سرکاری

نمیدونم واقعا نمیدونم چی بنویسم برات

واژه ها برای بیان اندازه عشق من به تو حقیرند

 

دلتنگت :ز

شنبه سی و یکم تیر 1391 9:58 Z&A|

 

زندگی پر از لحظه های تلخ و شیرینه...پراز بالا و پایین وپر از لحظه های ناب. من بینظیرترین و ناب ترین لحظه های زندگیم همون لحظه های باتو بودن و سرشار شدن از توست... لحظه هایی که با همه ی وجودم عطر تنت رو نفس میکشم و با چشمان بسته منتظر لبهای پر از خواستنت میشم...

لحظه های ناب من داشتن دستهای گرم توست...خواستن توست و بوییدن و بوسیدن تو...

نگاه تو و چشمانی که هرلحظه سرشارتر میشوند و هر لحظه خواستنی تر میشوند...

دلتنگت :ا

جمعه سی ام تیر 1391 21:45 Z&A|

دستان گرمت را میان دستانم می پرستم

چه در بهار و تابستان ... وچه در پاییز و زمستان

لحظه لحظه با تو بودن را . کنار تو قدم زدن

در بارش یکریز باران را می پرستم

کوچه های بی قراری را دویدن با تو و به خیابان آغوشت رسیدن ها را می پرستم

در تب و تاب هیجان تازه تر سوختن را و دست در دست هم داشتن را می پرستم

اینکه نگاهم کنی و بگویی دوستت دارم و نگاهت کنم و بگویم عشقمی رامی پرستم

اینکه طعم لبانت شیرین تر از هر شربتی است فهمیدن رامی پرستم

تو آنقدر عشق به من می بخشی که من کنار تو بی نیاز ‘ بی نیازم

                                  با تو من این عاشقی ها را عزیزم می پرستم

من و تو فرا تر از همه ی ...

  اما و اگرهای این روزگاریم

    خارج ار کلیشه های دیگرانیم

دوست دارم اینکه سر روی سینه ام بگذاری و من با تمام بودنم برایت قصه ی عشق بخوانم

 5r518qvd1twai0er0mnm.jpg

دلتنگ :ا

 

جمعه سی ام تیر 1391 19:21 Z&A|

دست خودم نیست

اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای


به خدا بدان که این دست خودم نیست!

اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه

 

 لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم

 نیست!

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.

 

دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر


لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!

 

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را

 میبینم و به یاد تو می افتم!

 

دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره

 داشته باشی

دلتنگت:ز

جمعه سی ام تیر 1391 14:50 Z&A|
عکس های عشقولانه و بسیار زیبا 

یه احساسی به تو دارم یه حس تازه و مبهم
یه جوری توی دنیامی که تنها با تو خوشحالم

یه احساسی به تو دارم شبیه شوق و بیخوابی
تو چشمات طرح خورشیده تو این شبهای مردابی

تا دستای تو راهی نیست دارم از گریه کم میشم
تو مرز بین من با تو دارم شکل خودم میشم

مث گلهای بی گلدون هنوزم مات بارونی
تو از دلتنگی دریا توی توفان چی می دونی؟

نمی دونم کجا بودم که رویاهامو گم کردم
که می سوزم که می میرم اگر که از تو برگردم

خودم بودم که می خواستم همه دنیای من باشی
ببین غرق توام اما هنوز می ترسی تنها شی

یه احساسی به تو دارم یه جوری از تو سرشارم
یه کم این حسّو باور کن که بی وقفه دوست دارم

یه احساسی به تو دارم شبیه عشق و دل بستن
تو هم مثل منی اما یه کم عاشق تری از من

دلتنگت :ا

پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391 21:38 Z&A|

 

تو را دوست می دارم٬نمی دانم چرا٬

شاید این طبیعت ساده و بی آلایش من٬

حد و مرزی برای دوست داشتن نمی شناسد.

ولی سخت در این مکتوب فرو نشسته ام

چه کسی مرا دوست می دارد؟

ای فرشته نازل شده بر چشمانم٬

ای شقایق زندگی ام٬

ای تنها ستاره آسمان قلبم٬

ای زیباترین زیباییهای محبت٬

ای بهانه شبهایم٬

ای تنها نیاز زنده بودنم٬

ای آغاز روز بودنم٬

ای نیمه پنهان من٬

و تو ای معشوقه من٬

تو را با تمام وجود٬

                           دوست دارم و

                                        می پرستم

 

دلتنگت:ز

پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391 21:0 Z&A|
زندگی یعنی همین امروز همین حالا

یعنی در آغوشت تا همیشه تا فردا

زندگی یعنی نگاه تو

کوک کردن قلبم با صدای تو

دل دادن به آهنگ دل پاکت

سرور و عشق در فضایی ساکت

زندگی یعنی همین دم

که از دلتنگم

می دانی

از این حسم عشق را می خوانی

زندگی یعنی داشتن قلب پرستو

در این وادی پست و ناهنجار تو در تو

دلتنگت:ز

پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391 20:32 Z&A|

سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
آره بازم منم همون بهونه هميشگي
فدايه مهربونيات چه ميکني با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود  تنها نیستم, اشکهایم را دارم, اشکهایی که از غم تو بر گونه هایم جاری است. من تنها نیستم, لحظه ها را دارم, لحظه هایی که یکی پس از دیگری عاشقانه می میرند تا حجم فاصله را کمرنگ تر کنند. من تنها نیستم چرا که خیالت حتی یک نفس از من غافل نمی شود. چقدر دوست دارم لحظه هایی را که دلتنگ چشمانت می شوم. هر لحظه دوریت برایم یک دنیا دلتنگی است و چقدر صبور است دل من, چرا که به اندازه تمام لحظه های عاشق بودنم از تو دور هستم . ولی من باز چشم براهم... چشم به راهم تا آرامش را به قلب من هدیه کنی مهربان من


دلتنگت:ا

پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391 11:1 Z&A|

عاشقانه ای برای گرما بخش وجودم:

سلام

سلامی به گرمی خورشیدوپاکی آب چشمه ساران به توکه قلبت مالامال از زیباییست

چه می خواهی برایت بنویسم؟ چه میخواهی به توبگویم؟

توپیمانه وجودم رالبریز کرده ای ومدتهاست که نفس وخون من شدهای

دیگرچه میخواهی به تو بگویم بدانی؟عزیزم تو زیباباش ولی فقط به من لبخند بزن

بگذار تا در آغوش هم طعم شیرین خوشبختی را بچشیم .خاک من وتو از روز ازل باهم سرشته شده

است ومن بدون تو یک جسم خالی از روح می باشم

من بدون تو هیچم

به امید تو زندگی میکنم

پس تو در راه خود ثابت قدم باش فراموش نکن دختری هم هست که بخاطر عشق در تاریکی وتنگنای

غربت میسوزد وخاکستر میشود

frjbjpejqn6absu3paq.jpg

دلتنگت:ز

پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391 10:9 Z&A|


lady Rihanna DESIGNER